تبليغاتX
به نام یکتای بی همتا

به نام یکتای بی همتا

قلم می فرسایم تا اندیشه ای بارور یابم

 

لذت متن آن دمی است که تن من راه خود را

در پیش می گیرد زیرا تن من همان راهی را

که من می روم  نمی رود.

 

رولان بارت

 

+نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت0:4 قبل از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

ü  شهيد سيد اسماعيل بلخی(ره)

در دشت عراق آمد چون رهبر آزادی

آزاد توان بردن ره در بر آزادی

با رمز تبسم فاش می گفت به هر گامی

امضای من از خون است بر دفتر آزادی

زور است گلوی من از خنجرت ای گردون

بُرّم رگ استبداد با حنجر آزادی

آری چه عجب درسی است با عزم توان افکند

در کاخ فلک يک نفس کرّ و فر آزادی

عباس نجات شرع از طعمة طوفان داد

در شطّ فرات افکند چون لنگر آزادی

از زير سم اسبان، قاسم به عروسش گفت

با ياد تو خوابيدم در بستر آزادی

اکبر دم جان دادن گفتا به پدر خوش باش

سيراب شدم مستم از ساغر آزادی

غوغا ز جهان برخاست آن دم که صدا آمد

عنقا ز حرم بگشود بال و پر آزادی

با جوهر استعداد بر نور قدم مظهر

شش ماهه علی اصغر آن گوهر آزادی

شه بر سر دوشش برد تا محفل حق يعنی

اصغر تو بگو تکبير بر منبر آزادی

القصه از آن آزاد هر لحظه در آن وادی

اسپند جگر می سوخت در مجمر آزادی

آزادی مطلق گشت آن گاه که زينب ديد

افتاده تن مجروح از مصدر آزادی

آغشته به خاک و خون چون ديد در آن گرما

افتاد و به بر بگرفت آن پيکر آزادی

زد بوسه به حلقومش با اشک روان می گفت

رفتيم ز پا بوست ای مفخر آزادی

نه جامه تو را در بر نه بر سر من معجر

کين هر دو ضرورت نيست در کشور آزادی

عابد به غل و زنجير ماقيد و اسير شِمر

سهمية خود برديم زين محضر آزادی

در کوفه به نوک نی منشور و مدلّل داشت

خاکستر آزادی زيب سر آزادی

از جوشش خون اوست در آب و گل" بلخی"

شور و شر آزادی تا محشر آزادی

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت0:53 قبل از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

 

و رسالتي در پيش است

تا پدري فرزند خويش به قربان گاه برد.

 مادري چون هاجر مُهر سکوت بر لب نهد.

 اسماعيلي ذبيح الله گردد.

 ابراهيمي کارد بر گلوي فرزند گذارد.

و صداي لبيک اللهم لبيک بر بلنداي آفرينش طنين اندازد

تا در جاودانه تاريخ، هر سال سفيد جامگان حق پرست،

 به قربان گاه روند و ياد خداپرستان حقيقت جو را گرامي دارند.

عيد سعيد قربان بر مسلمانان حق طلب مبارک باد.

 

+نوشته شده در یکشنبه 17 آذر1387ساعت10:36 بعد از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

 

انسان ها مانند برگ های درختان هستند.

با ورود در اين دنيا، بر شاخسار زندگی قدم می گذارند.

در بهار آغازين عمر، سبز  و پرطراوت می باشند.

در تابستان عمر، کمال رشد را درمی یابند.

در خزان عمر، زرد و نحيف می گردند.

و در زمستان زندگی، جای خالی آنها جلوه گر خاطرات است.

بياييم در زمستان عمر، خاطرات زيبا و دوست داشتنی از خود بر جا بگذاريم.

 

+نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت7:43 بعد از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

 

     مبعث رسول گرامی اسلام، منجی بشریت

       و منادی وحدت بر رهروان حقیقت مبارک

مسجد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

               نمایی از مسجدی در لشکری بازار از دوران غزنویان در موزیم کابل

+نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت2:12 بعد از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

 

چه سخت گذشت چهارده سال بی تو بودن

هفت اسد، روز آرمیدن مردی از مردان خدا  و  آغاز

 دلتنگی دختری به یاد پدر.

روحت شاد و یادت جاودانه ی تاریخ باد

 

+نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت5:1 بعد از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

۲۴ سرطان ۱۳۴۷ سالروز شهادت علامه بلخی (ره)

    همیشه با خاطراتش آشنا بوده ام. سالیان مدیدی است که با او انس دارم فارغ از آن که دست محبتش بر سرم کشیده شود یا حتی نیم نگاهش، الفت پدری را بر من پدیدار سازد.

   وقتی من پای در این جهان ناپایدار گذاردم سال ها از عروج او می گذشت اما همیشه حضورش را در کنارم حس می کنم شاید خونی که از او در رگم است یا خاطراتی که همیشه برایم گفته اند مرا با او انس می دهد.

   چهل سال از شهادت علامه سید اسماعیل بلخی(ره) می گذرد.

    مردی که با نثار جان و مال خویش در راه اعتلای حقیقت کوشید و در رهگذر زمان، جاودانه ی تاریخ شد.

   خاطرات او در زمان حیات همه و همه، نشان دهنده ی عظمت این مرد است. مردی که در دوازده سالگی برای تبلیغ اسلام در زندان بیگانگان اسیر می شود، مردی که در سادگی محض ازدواج می کند، مردی که اموال و زمین های خود را در اختیار مستضعفان قرار می دهد، مردی که پانزده سال زندانی شدن را برای دفاع از حقوق مردم به جان می خرد، مردی که دردمندانه داد می زند:

تاسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است

دانشسرای مکتب اولاد آدم است

   و خود حسین گونه، جان در راه حق می بازد و درد و رنج خانواده او را از مسیرش باز نمی دارد.

   نمی دانم از او بگویم یا از رنجی که همسر فداکار و صبورش و فرزندان مظلومش در نبود وی کشیدند اما می دانم این میراثی است که از اجداد بزرگوارش بدان ها رسیده است.

   و من با گوشه ای اندک از این خاطرات بزرگ شده ام خاطراتی که بیانگر  زندگی شفاف از بزرگ مردی از تبار آزادمردان است.

روحش شاد و یادش مستدام باد.

 

+نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت1:8 قبل از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |

 

در چمن زار عشقت

گل یاسی از صداقت

گل سرخی از سلامت

میخکی با صلابت

شقایقی از شفقت

مریمی از ملایمت

درختی مملو از شکوفه های شاد و با طراوت

می کارم

تا یادت همیشه در قلبم

سبز و جاوید مانَد

 مهربان ترین مادر دنیا، مادرم

 میلاد بزرگ بانوی اسلام حضرت زهرا (س)، روز مادر و روز زن گرامی باد.

 

+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت3:21 قبل از ظهرتوسط سیده شکوفه اکبرزاده | |